سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
60
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داد تا آب وضوء براى حضرتش حاضر كنم . پس از وضوء دو ركعت نماز بجاى آورد و فرمود : اى انس ! نخستين كسى كه از اين در بر تو وارد مىشود ، امير مؤمنان ، سرور مسلمانان ، و پيشواى چهره سپيدان و خاتم اوصياء است . « انس » مىگويد : با خود گفتم كه پروردگارا ! اين شخصيت را يكى از انصار قرار بده ! اين انديشه را پوشيده داشتم . در اين هنگام ، على عليه السّلام وارد شد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيد : كيست ؟ عرض كردم : على عليه السّلام است . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله از شنيدن نام على عليه السّلام شاد شد از جاى برخاست و على عليه السّلام را در آغوش گرفت ؛ عرق رخسارش را ، با رخسار خويش پاك مىكرد و عرق صورتش را ، به صورت خود مىماليد ، على عليه السّلام عرض كرد : يا رسول الله ! طورى رفتار مىكنى كه تا به حال چنان رفتارى با من انجام نداده بوديد ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : چه مانعى است كه چنين نكنم در حالى كه تو همان كسى هستى ، كه دين مرا ادا مىكنى ، و صداى مرا به گوش مردم مىرسانى ، و اختلافاتى كه پس از من بوجود مىآيد بر طرف مىسازى . « ابو نعيم » مىگويد : « جابر جعفى » اين حديث را از « ابو طفيل » از « انس » روايت كرده است . مؤلف گويد : پيش از اين در پايان باب پيشين ، حديثى از « ابو ذر » به نقل از « متّقى » در « كنز العمال » ، و از « ابن حجر » در « صواعق » ، نقل كردم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده است : على عليه السّلام باب علم من است و پس از ارتحال من ، مراتب رسالت و احكام را براى مردم نقل مىكند . . .